السيد الخميني

337

ديوان امام ( فارسى )

گيسو در اصطلاح ، رشته‌اى كه در طريق طلب ، سالك را به حق مىرساند . لا يعنى نه ؛ جزيى از كلمه‌ى طيبه‌ى « لا إله الّا اللّه » است و اشاره است به نفى همهء عوالم غير الهى ، از انيّت تا عبادت اصنام . لاهوت عالمى فوق همهء عوالم كه اختصاص به حضرت حق دارد . در اصطلاح ، لاهوت عبارت است از حيات سارى در عالم ممكنات ، و رحمتى هماره جارى به سوى همهء عوالم ديگر . لب در اصطلاح ، اشاره به نفس رحمانى است كه به اعيان ، افاضه‌ى وجود مىكند . ليلة القدر - شب قدر ماه‌روى مظهر تجليّات ، اعمّ از اينكه در حال بىخودى باشد يا هشيارى . مجرّد تنها و تك افتاده ؛ در اصطلاح ، آن كسى است كه از متاع دنيايى و علايق اين جهانى بريده باشد ، خود را از رذايل پيراسته كرده براى سير الى اللّه مهيّا شده باشد . محاسبه در لغت ، به حساب يكديگر رسيدن است و در اخلاق و عرفان ، مرحله‌اى است كه پس از توبه تحقّق مىپذيرد و رسيدگى به اعمال نيك و بد خود است . محبوب مورد محبّت ، و دوست‌داشتنى . به‌طور مطلق ، حضرت حق را گويند . محراب در لغت ، جاى حرب و مبارزه است و جايى است در مساجد كه امام جماعت براى نماز مىايستد . در اصطلاح عرفا ، هر مطلوب و مقصودى كه دل خلق بدان روى كند ، محراب ناميده مىشود . محنت در لغت ، به رنج افتادن است و در اصطلاح ، از لوازم سلوك است همراه با صبر .